ظاهراً سفرهاي زيادي كرد، چون مدتي را در جنوب فرانسه (ازجمله در آرل) مقيم بود و ممكن است به بيتالمقدس رفته باشد. در سنين پيري و در حدود 1205، منظومهٴ هجوآميز بزرگي به زبان فرانسه سرود (در 2691 بيت) كه آن را كتاب1 ناميد. اين مسئله قابل بحث است كه آيا او همان كيوت2 شاعر است كه ولفرام فون اشنباخ ترجمهٴ افسانهٴ پارسيفال را از او به وام گرفته است يا نه. دهكدهٴ پرونس بر روي فولتزي از شاخابههاي سن قرار گرفته است. اين گويو پرونسي نبود، بلكه در جنوب فرانسه تحصيل و زندگي كرد، و بهترين نمونهٴ روابطي بود كه در آن زمان در ميان شاعران شمالي و جنوبي، يعني ميان تروورها و تروبادورها وجود داشت. كتاب او آيينهاي است از زندگي زمانه، و حاوي انتقاد جانانهاي است از كشيشان و راهبان، از پزشكان، و غيره، و در آن يكي از قديميترين اشارههاي غربيان به قطبنما ديده ميشود. كتاب گويو در سدهٴ سيزدهم، رواج زيادي داشت.
داستان سيدراك (سِدراك)3
كتابي كه به زبان فرانسه بهنام سرچشمهٴ همهٴ علوم، و كتاب يا سرگذشت
سيدراك حكيم ناميده ميشود، از معروفترين آثار قرون وسطا بود. اين كتاب در كتابخانهٴ همهٴ اميران سدههاي چهاردهم و پانزدهم، ديده ميشد. نسخههاي خطي آن (به زبانهاي مختلف اروپايي) تقريباً در هر مجموعهٴ بزرگي وجود دارد. كتاب يك رسالهٴ دايرةالمعارفي است كه به صورت پرسش و پاسخ تنظيم شده است؛ تعداد سوٴالها برحسب نسخهها از 615 تا 1209 و بيشتر تفاوت ميكند. اين شايد كودكانهترين دايرةالمعارف قرون وسطا بود.
دربارهٴ منشأ آن بحثهاي زيادي شده است. بنابر مقدمهٴ خود آن به تاريخ 1243، كتاب فرانسوي سيدراك در طليطله از روي يك متن لاتيني ترجمه شده است كه خود آن را هم به فرمان فردريك دوم از روي يك متن ((عربي)) در طليطله ترجمه كردهاند، و متن عربي هم از روي ترجمهٴ لاتيني يك متن يوناني در اسپانيا فراهم شده بود. حال، اين اصل شرقي اصلاً قابل تشخيص نيست، چون هيچ متن شرقي را با اين خصوصيات نميشناسيم. ويكتور لكلر اظهار ميكند4 كه اين كتاب در سدهٴ سيزدهم، از عبري به لاتيني ترجمه شده؛ و اين مسلماً غلط است. از سوي ديگر، ايتالو پيتزي منشأ آن را در يك نمونهٴ ايراني، در گفتگويي پهلوي ميان شاه انوشيروان و برزويهٴ حكيم، ميجويد.
¿ يادداشت اينجانب دربارهٴ او در نيمهٴ دوم سدهٴ ششم، (ج 1، ص 433).